تبليغاتX
 آفتاب کاران
آفتاب کاران
وبلاگ "نوشتار" تا مدتی به نام "آفتاب کاران" آفتابی خواهد شد.
آفتاب کاران
خانه | آرشيو | ايميل


آفتاب می کاریم و آفتاب درو خواهیم کرد

امکانات و ابزارها
نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
- روی ترش و شیرین یک سیب
- مردی روی خط بریل
- یک نور نور است هرچند نور کوچکی باشد که از ...
- زندگی شناخت شاپور جورکش
- به یاد مریم و مرتضی
- دیالکتیک انزوا- بخش یکم
- ری را
- دیالکتیک انزوا- بخش دوم
- گیلاس
- کاشی
- زنان تاريك زنان مسدود
- ديوار يك ديوانه
- دیوانگی 0پاسخی بر دیالکتیک انزوا0
- وقت کشی
- ایزابل آلنده رازی برای پنهان کردن ندارد !
- این یک چپق نیست!
- Who is goin to wear my cape
- ابتدای آمدن که شاید باز
- خواب فرانسیسکو گویا ای لوسینتس
- جیره کتاب
- كافه كتاب
- ساعت روباه
- تابوت پروانه
- چند نوشتارک
- آزادی یا بندگی(آگاهی دروغین اجتماعی)
- جوجه اردک زشت چرا جوجه اردک زشت شد؟
- international woman's day
- ویکتور هوگو
- زبان سرخ
- از دو جهان به در شدم . هیچ بدم هیچ شدم ...
- بچه های توت
- ماشین نوشته ها
- زنان عليه زنان:گفتمان سركوب
- مثل آب براي شكلات،اسكويول
- امنيت توهمي بيش نيست
- روي خط تيتر
- دوستي يا گوزن شدن؟!
- خانه اجدادي
- تدوين لايحه حضور زنان در سينما
- لنگه كفش
- مبارک آن سیاه آواز خوان
- من شیطانم را دوست دارم!
- خورشیدت را پیدا کن
-خرده جنايت هاي زناشوهري
- شما فنجانتان را از چه جنسي انتخاب مي كنيد؟
- ۸ مارس روز جهانی زن
- سین های سذبریده سفره هفت سین
- قلمي اينچنين بايد
- بچه ها فقط بزرگ شده اند.
- من دارم زندگي ام را مي كنم...
- مخالف جریان آب
- ادبیات نفرین
- گنجشک پر
- سبز تویی که سبز می خواهمت.در سوگ ندا آقا سلطان
- بادکنک سبز
- بوسه بر سیب
- ترانه آفتابکاران جنگل
- یک قطره گل سرخ
- آهیمسا:از خشونت پرهیز کن
امکانات جانبي
سلام هموطن
 

40 روز گذشت . از همان حماسه ی بزرگ که هنوز هم ادامه دارد. درست 23 خرداد بود. اصلا انتظار نداشتم تصویری که در فیس بوک برایم ارسال شده و یک ساعت از ارسال آن می گذشت اینقدر دردناک باشد. نمی توانم فراموشش کنم . تصویر کشتنه شدن یک دختر جوان و زیبا در خیابان. یک دختر بی دفاع ایرانی به نام ندا. ساعت ها گریستم. این مهلک ترین صحنه ایی بود که در زندگی ام دیده بودم. و حالا 40 روز تلخ اما آفتابی از آن ماجرا گذشته . و از عمر وبلاگ نویسی من هم 6 سال.
 
6 سال تمام در وبلاگفا قلم زده ام, نقد کرده ام و دغدغه های خود را با دوستان ام Share کرده ام. حضور ما در بلاگفا موجب اعتبار این سایت شد. اما در این 40 روز گذشته مطالب زیادی در مورد خیانت این سایت به اعضاء خود شنیده ام. و عدم امنیت این سایت برای ابراز اندیشه. من به نوبه خود برای گردانندگان این سایت بسیار متاسف هستم. به همین دلیل دوستان به من پیامی تحت تحریم این سایت از تاریخ 9 مرداد ماه 88 دادند که به دلیل احترام به مبارزات هموطنان و کشته شدگان و آزادی بیان و حقوق بشر وبلاگ نوشتار را که برای من و دوستان جایی به یاد ماندنی بود, به گذشته می سپارم.
 
 

[ ]
+
نوزده آفتاب تابان پیشکش او

او تنها نوزده ساله بود

همین!


[ ]
+
آهیمسا: از خشونت پرهیز کن و آفتاب بکار
 

عدم خشونت فقط وقتی خواهد بود که ما کسانی را دوست بداریم که از ما نفرت دارند. می دانیم که عمل کردن به این قانون بزرگ محبت چقدر دشوار است. اما آیا انجام تمام کارهای بزرگ دشوار نیست؟ برای کسی که اندیشه  عدم خشونت را در خود پرورده است تمام عالم یک خانواده است. نه ترسی به دل دارد و نه کسی از او می ترسد. ” *

 

وبلاگ های دوستانم را هر روز مرور می کنم و از سکوت  و بهت آنها نه غافل هستم و نه تعجب می کنم. در این گیر و دار گاهی وقت ها با عکسی یا اشارتی حرف مان را می زنیم گاهی سکوت می کنیم و گاهی به شعر روی می آوریم ... و گفتم شعر . چه این روزها زبان شعر هم کوتاه و هم دراز است !

 

من هم از این قاعده مستثنا نیستم و به دنبال راهی برای ابراز اندیشه خود هستم. راستش نه دستم به شعر می رود و نه در این اوضاع و احوال سر شاعری دارم تنها به جملات پرمحتوای گاندی می اندیشم و آنها را در این پست آفتابی می آورم شاید راهگشایی برای بیدار شدن وجدان انسانی خشونت طلبان و آنان که خود را از متن مردم دور می دانند , باشد.

 

چیزی در درونم مرا وا می دارد رنج خود را با صدای بلند فریاد کنم. من نیک دانسته ام که چه باید بکنم. آنچه در درونم هست و هرگز فریبم نمی دهد اکنون به من می گوید:باید در مقابل تمام دنیا بایستی حتی اگر تنها بمانی. باید چشم در چشم تمام دنیا بدوزی حتی اگر دنیا با چشمان خون گرفته به تو بنگرد. ترس به دل راه نده. به سخن آن موجود کوچکی که در قلبت خانه دارد اطمینان کن که می گوید دوستان همسر و همه چیز و همه کس را رها کن و فقط به آنچه برایش زیسته ای و به خاطرش باید بمیری شهادت بده” *


گاندی پایبندی به حقیقت خویشتن را "ساتیاگراها" (واژه‌ای هندی متشکل از "ساتیا": حقیقت و "اگراها": به دنبال چیزی بودن) می‌نامید و آن را با آیین هندی قدیم “آهیمسا“ ("آ" : بدون، "هیمسا": خشونت) پیوند می‌داد. گاندی خود به سختی به این اصول معنوی پایبند بود.

 *ماهاتما گاندی


[ - آهیمسا:از خشونت پرهیز کن ]
+
در مسلخ پرنده
 

هي مرد روزگار دريا چگونه است

كه دستان داروغه پر از بال حواصيل ها ست؟!


[ ]
+
آفتابكاران جنگل

 

سر اومد زمستون شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومد و شب شد گريزون
كوهها لاله زارن لاله ها بيدارن
تو كوه ها دارن گل گل گل آفتابو مي كارن
توي كوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره
سر اومد زمستون شكفته بهارون
گل سرخ خورشيد باز اومدو شب شد گريزون
لبش خنده نور دلش شعله شور
صداش چشمه و يادش آهوي جنگل دور
توي كوهستون دلش بيداره
تفنگ و گل و گندم داره مياره
توي سينه اش جان جان جان
يه جنگل ستاره داره، جان جان، يه جنگل ستاره داره

 

بشنوید و به خاطر بسپارید


[ - ترانه آفتابکاران جنگل ]
+